سعيد الدين سعيد فرغاني
60
مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي )
مؤمنان ونجات آنان از مهالك ، موفقاند . « هم القوم ، لا يشقى بهم جلسائهم » . اين فرقه از صاحبان بسط در عين مخالطت وارتباط با خلق وتوجه به كثرت ، باطن آنها محل ظهور حقايق وسراير آنان ، در عين مباسطت مصون ومحفوظ است . يعنى توجه به كثرت ( از باب ظهور وشهود وحدت در كثرت ) نه باعث تفرقهء قلب و باطن آنها مىشود ، چون در عين مباسطت ، بواطن آنان حق را در خلق شهود مىنمايد و نه سراير واسرار وحدت را فاش مىنمايند و از باب تماميت استقامت وصحت وقوت تمكن ، به وادى تفرقه وحجاب وجرأت وبوح وشطح وطامات گرفتار نمىشوند . چه آن كه بعد از فناى در حق ، مشمول عنايت قرار گرفته اند وشيطان نفس را كه بعد از فناى در توحيد ظاهر مىشود و آنان را گرفتار تلوين وشطح مىنمايد ، تسليم خود نموده اند . قال الشيخ الشارح الفرغاني : « وفي القبض والبسط معنى آخر ، هو انه إذا كان مدده في هذه الأمور من حضرة جلال الغيب وإطلاقه ينطوي السائر في جلباب القبض ، بحيث لا يتفرع للإدراك والنظر اصلا وان كان في عين الجمال فيظهر في صورة خلق و سؤال ، فهو في بسطة حتى سكر من قوة الذوق فيتجاوز طوره ، فإذا صحا ، طاب ، فهذا من أعلى مقام التوبة . ثم يتواصل بالامداد عليه فهو صلة بالممد ، ثم ينفصل عن الاتصالات المنتهى عن نوع من الانفصال ، ثم ينفصل من رؤيتهما لكونهما عين الاعتدال وهذا كلَّه من شعب المرتبة الثانية من التلوين » . طايفه اى از صاحبان بسط ، در عين بسط ، باطن آنها در يد قبض حق است و چه بسا گمان شود كه آنها به حسب ظاهر و باطن با خلقند ، رتبهء اين جماعت در مقام ولايت ، فوق رتبهء طايفهء اول است ، كما اينكه بسط وانبساط طايفه اى ديگر از اوليا جهت ارائهء طريق حق واعلام معارف است ، اين جماعت پيشوايان هدايت وراهنمايان طريق حقند ، و از مقام فناء به مقام بقاء واستقامت نايل آمده اند و در سفر ثانى از حق به خلق جهت هدايت سفر مىنمايند و حق به اسم هادى در آنها تجلى نموده است . اين جماعت اگر قبل از ختم نبوت ظاهر شوند ، در زمرهء انبيا و اگر بعد از ختم نبوت ظاهر گردند ، صاحب مقام ولايت باطنيه ومقيّده اند وولايت آنها تابع ولايت مطلقه محمديه يا به تعبير ديگر ، تابع ولايت خاصه يا مقيد به ولايت محمديه اند ، يعنى ولايتى كه كان على قلب محمد .